در حالی که در ساعات پیش از ظهر امروز اوضاع در تهران و دیگر شهرها به طور نسبی آرام گزارش شد و خبرهای تازه ای از درگیری های جدید و یا تظاهرات گسترده مردمی نرسید، خبرنگار ازاد ما از تهران گزارش می دهد که فضا بسیار پرتنش است و با آن که نیروهای انتظامی در همه نقاط کلیدی پایتخت مستقر شده اند، جوانان می کوشند در هر فرصتی تظاهرات را هر اندازه نیز که کوچک و کوتاه باشد از سر بگیرند.
خبرنگار آزاد "همدمی" در تهران گزارش داد که به گفته برخی منابع خبری در داخل سپاه پاسداران، یک واحد سه هزار نفره زرهی از قرارگاه سپاه در قزوین رهسپار تهران گردیده و ماموریت دارد در جنوب شهر و به ویژه در نزدیکی بهشت زهرا مستقر گردد تا از اغتشاشات احتمالی در آن جا جلوگیری کند.
با آن که حکومت محدودیت های بسیار سنگینی برای جلوگیری از برگزاری آئین های سوگواری به یاد جان باختن تظاهرکنندگان در مورد خانواده های آن ها اعمال کرد، هنوز نگران است که گورستان بهشت زهرا به کانون تظاهرات جدید مبدل گردد و هزاران نفر به آنجا سرازیر شوند.
مراسم خاک سپاری جان باختگان تظاهرات گسترده روز شنبه به دستور اکید حکومت، بدون سر و صدا و به صورت نیمه مخفی برگزار گردید. ولی نگرانی دولت آن است که در روزهای آینده قبرهای این قربانیان سرکوبگری رژیم به زیارتگاه مخالفان حکومت مبدل گردد.
آن چه حکومت را بیش از پیش آشفته خاطر ساخته، وجود تکنولوژی جدید و به ویژه تلفن های مجهز به دوربین فیلمبرداری است که با تهیه گزارش های مصور و کوتاه از رویدادها، بلافاصله آن را در اینترنت قرار می دهند و جهانیان می توانند آن را تماشا کنند.
این گونه گزارش های مصور افراد غیر حرفه ای در ایران، در روزهای اخیر مهمترین منبع خبری برای تلویزیون ها و رسانه های همگانی دیگر در جهان بوده است. حکومت ایران برای آن که ملت را از دست یابی به اخبار واقعی محروم کند، و هم زمان نگذارد که جهانیان از واقعیات آن چه که در ایران می گذرد آگاه شوند، شمار زیادی از خبرنگاران خارجی را اخراج کرد و به افراد باقیمانده نیز دستور داده که حق ندارند از محل هتل خود خارج شوند و به گردآوری اطلاعات بپردازند. به عبارت دیگر، هرگونه امکان خبرگیری را از خبرنگاران سلب کرده اند.
حکومت در ضمن به پارازیت انداختن در ابعاد گسترده، به روی برنامه های تلویزیونی و رادیوئی برون مرزی دست زده و بسیاری از سایت های اینترنتی را بسته است. ولی ایرانیان با هوش و ذکاوتی که دارند، همیشه توانسته اند این محدودیت ها را پشت سر گذارند.
گزارش روزنامه الشرق الاوسط و همچنین خبر مشروح شبکه تلویزیونی العربیة که از جبهه گیری سیاسی و مذهبی هاشمی رفسنجانی علیه خامنه ای و احمدی نژاد حکایت دارد، گرچه هنوز از جانب منابع خبری موثق تائید نشده، ولی نشان از عمق شکاف و درگیری در داخل نظام و بین این دو ستون اصلی رژیم دارد.
الشرق الاوسط در گزارش خود نوشت: «ظاهرا مشاوراتی که هاشمی رفسنجانی با اعضای مجلس خبرگان به عمل می آورد به هدف یافتن راهکارهائی است که از سقوط رژیم جلوگیری کند و به بحران پایان دهد و از همین رو می خواهد یک "شورای رهبری نوین" برپا کند. ولی آگاهان می گویند که مفهوم چنین اقدامی لطمه زدن به اختیارات و اقتدار علی خامنه ای است. به گزارش الشرق الاوسط ، هاشمی رفسنجانی کانون فعالیت های سیاسی خود را در روزهای اخیر به قم منتقل ساخته است که اکثر آیات عظام در آن جا ساکن هستند. الشرق الاوسط نوشت که رفسنجانی در روزهای اخیر با شماری از آیات عظام به رایزنی و مشورت پرداخته است.
شبکه تلویزیونی العربیة (متعلق به عربستان سعودی) نیز تا حدودی این خبر الشرق الاوسط را تائید کرد و در گزارش خود نوشت که اعضای مجلس خبرگان و مراجع مذهبی قم، به منظور یافتن راهکار بحران کنونی، طرح هائی را درباره تشکیل شورای رهبری گروهی، به عنوان جایگزین ولی فقیه مورد بحث و بررسی قرار داده اند. از آن جا که هاشمی رفسنجانی ریاست مجلس خبرگان را به دست دارد و وظیفه عمده این مجلس، نصب و عزل رهبر حکومت است، انتشار این گونه گزارش ها، هر اندازه هم که موثق نباشد، جالب توجه است.
العربیة حتی تا آن جا پیش رفت که گزارش داد بسیاری از اعضای مجلس خبرگان بر این باورند که با به وجود آمدن شرائط جدید (حمایت قاطع و همه جانبه خامنه ای از احمدی نژاد)، ولی فقیه کنونی شرائطی را که قانون برای مقام رهبری در نظر گرفته، از دست داده است.
یک تلاشگر ایرانی به نام "نوشابه امیری" در نامه سرگشاده ای به مراجع تقلید در ایران، پرسش های گزنده ای را با آن ها در میان گذاشت. او در این نامه نوشت:
« آقایان مراجع عظام! این اولين بارست که سئوال های خویش را به نزد شما می آورم. بار بعدی را پاسخ های شما تعيين خواهد کرد؛ نه فقط برای من، که تنها یکی از صدها روزنامه نگار زخم خورده و محروم از حقوق قانونی آن سرزمينم، که برای همه آنان که رابطه شان با شما، قاعدتا بی شرط و شروط نبوده و نيست ونمی تواند باشد.
سئوال ها:
1) آیا کشتن مردم بی سلاح مجاز است؟
2) آیا رفتن به خلوت خانه ها و زیر و رو کردن وسایل شخصی زنها به فرض که مردان آنها جرمی مرتکب شده باشند- و ترسانيدن کودکان آنان مجاز است؟
3) آیاحمله به دانشجویانی که در خوابگاه های دانشگاهی سکنی دارند، آن هم گاه خواب، پرتاب کردن آنان از پنجره ها، سوزاندن تن های نازک شان به سيگار، واداشتن آنان به سينه خيز رفتن روی شيشه های خرد شده... مجاز است؟
4) آیا کشتن فرد بی سلاح، با قمه و تبر مجاز است؟
5) می توان اسرای مجروح را به زیر زمين وزارت کشور دولتی حتی دولت کریمه جمهوری اسلامی برد و مانند اسيران با آنان برخورد کرد؟
6) آیا ممانعت از دادخواهی مادران دل سوخته و پدران در هم شکسته از داغ فرزند، مجاز است؟
7) می توان از وسایلی مانند آمبولانس برای بردن زخميان به دخمه ها، به جای رسانيدن آنان به بيمارستان، استفاده کرد؟
8) آیا سکوت در برابر تجاوز به زنان در زندان ها مجاز است؛ حتی اگر از مخالفان حکومت اسلامی باشند؟
9) آیا سکوت در برابر کشتن دختری جوان که دشمن، حنجره اش را نشانه گرفته، و او در ناباوری، می بيند که خون از دهانش روان است و در بهت پر پر می زند، مجاز است؟
10) ................»
نوشابه امیری در ادامه نامه سرگشاده خود نوشت:
«سئوال هایی از این دست بسيارست؛ کافيست به دفاتر محترم تان بفرمایيد فهرستی از اقداماتی راکه موجب این سئوال ها می شود تهيه کنند.
اگر پاسخ تان به این سئوال ها مثبت است، که شما را به خویش و ما را نيز؛ ليک اگر پاسخ تان به این سئوال ها منفی است، بفرمایيد:
1 تمکين به کسانی که چنين شرایطی را موجب می شوند، حرام نيست؟
2 ولی فقيه "جامع الشرایطی" که بر این شرایط صحه می گذارد، عزلش واجب نيست؟
و سئوال آخر:
مرجعی که جهانی چنين پليد را ببيند و بر آن صحه گذارد، یا حتی در برابر آن راه سکوت برگزیند، هنوز جای اقتدا دارد؟»
0 Kommentare:
ارسال یک نظر